عبدالعلی رزاقی با تیغ تیز طنز، سر بیمو، جیب خالی و وعدههای توخالی رجال عصر خود را در «توفیق» نوازش کرد، تا ثابت کند اگر بنز و پلو سهم اغنیاست، شعر و لنگهکفش عیال مال فقراست!
اگر می توانیم و قدرت نظامی اش را داریم که ما نیز مقابله به مثل کنیم و سران سیاسی و نظامی آمریکا را مورد هدف قرار دهیم، اگر می توانیم مقابله به مثل و زیرساخت های آمریکا و تاسیسات هسته ای آن را منهدم کنیم، اگر می توانیم آمریکا را محاصره اقتصادی کنیم به طوری که ظرف چند ماه ارزش پول ملی آمریکا نصف شود و تورم شان به بالای صد در صد برسد و اگر می توانیم هر گاه که خواستیم در آسمان دشمن جولان بدهیم، چرا که دست روی دست بگذاریم و فرصت نفس کشیدن به دشمن متجاوز دهیم؟
نگرانی یک دانشجو درباره آینده رشته تحصیلی اش، پرسشی بزرگتر را پیش روی آموزش عالی میگذارد: اگر ماشین بتواند بخشی از کار پزشک، مهندس، حقوقدان، معلم، مترجم، مشاور، حسابدار و روزنامهنگار را انجام دهد، دانشگاه باید انسان را برای انجام چه کاری آماده کند؟
بارگاه شمس تبریزی این فرصت را پیدا کرد که به استثنایی در تاریخ میراث فرهنگی ایران تبدیل شود؛ فرصتی که بسیاری از بناهای ساختهشده، چه پیش از انقلاب و چه پس از آن، هنوز به دست نیاوردهاند.
شهر تبریز به گواهی تاریخ سابقه درخشانی در زمینه نیکو کاری و امور خیریه حمایتی و درمانی دارد.این افتخار فرصتی است برای تبریز که با اتکا بر نیات انسان دوستانه مردان و زنان و خانواده های نیک اندیش این شهر محقق شده و بخشی از فرهنگ درخشان و اصیل تبریز محسوب شده و در کشور از این نظر نیز تبریز جزو اولین ها ست.
امیدواریم وعدههای ایشان در کنترل التهابات ارزی و اطمینان از تامین نیازهای ضروری کشور وعده صادق از کار درآید و خدای ناکرده تنها به منظور دادن پاسخی دندانشکن به مقامات کاخ سفید از جمله ترامپ و بسنت نباشد.
خاتمی، نخسین چهرۀ مشهور به لیبرال نیست که آشکارا برخی مبانی لیبرالیسم را نقد میکند. پیش از این دکتر سروش در جلسۀ 44 سلسله نشستهای قرائت قلبی قرآن به صراحت گفته بود: اسلام لیبرال نداریم. فاصله گذارییی که شاید متأثر از ترامپیسم با نقاب لیبرالیسم باشد.
هر از گاهی با یک نوع جدید از بلاگر یا سلبریتی مواجه می شویم که برای ما قابل درک نیست؛ شاید چون ما به شیوه ای قدیمی فکر می کنیم و انتظار داریم یک بلاگر یا سلبریتی به دلیل خاصی مشهور شده باشد: کار خاصی کرده باشد؛ یا هنر خاصی داشته باشد؛ یا زحمتی کشیده باشد؛ یا یک ویژگی داشته باشد که او را متمایز کند. اما معمولا این طرز تفکر به شکست می انجامد: هر گاه در پی یک بلاگر یا سلبریتی می رویم می بینیم که او «هیچ» نیست جز همان شهرت مجازی.
زنپوشی در تاریخ کمدی، چه در سینمای جهان و چه در سینمای ایران، سابقهای طولانی دارد. تغییر ظاهر، جابهجایی هویت و قرار گرفتن شخصیت در موقعیتی خلاف عادت، بالقوه میتواند زمینهساز طنز باشد اما وقتی به نتیجه میرسد که از دل یک ضرورت دراماتیک بیرون بیاید و در پیشبرد قصه نقشی اساسی ایفا کند.
استاد در مرکز تصویر است، اما معنای عکس تنها به او محدود نمیشود؛ حلقه شاگردان نیز به همان اندازه اهمیت دارد. این جمع، تصویری از میل به آموختن است؛ از نسلی که هنوز برای شنیدن، فهمیدن و نشستن پای سخن یک معلم، وقت و حوصله دارد.
سه سال پس از ۷ اکتبر، نتانیاهو دوباره پای صندوق رأی ایستاده است؛ این بار انتخاباتی که میتواند هم آینده سیاسی او و هم سرنوشت پرونده قضاییاش را تغییر دهد.
تغییر الگوی خرید خانوارهای ایرانی، تنها جابهجایی چند قلم کالا در سبد مصرف نیست، بلکه نشانهای از تغییرات عمیق در ساختار اقتصادی و اجتماعی کشور است.