بحران دیپلماسی در باتلاق سیاسی

دسته: آخرین اخبار , اجتماعی , خبر جدید , خبر ویژه , مقاله و یادداشت
بدون دیدگاه
یکشنبه - ۱۸ تیر ۱۳۹۶

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی آذرپیام؛

روابط حسنه داشتن همیشه یکی از موضوعات مهم و جالب توجه در حیات انسان ها است مراد از آن گاهی به ارتباط میان افراد حقیقی با همدیگر (شهروندان) یا افراد حقوقی با همدیگر (کشورها ) و یا افراد حقیقی (شهروندان با هر تابعیتی) با افراد حقوقی (کشورها) است روابط بین کشورها از موضوعات بحث برانگیز و پر حاشیه روز است بعد از اتمام جنگ و خاموش شدن غرش ابزار و ادوات جنگی صاحب نظران از وقوع دو جنگ بزرگ پی در پی با فاصله کوتاه دستپاچه شده و بدنبال یک راهکار بودند روایط بین الملل حاصل تجربه دو جنگ بزرگ بین الملل است.

روابط بین الملل یک دانش میان رشته ای و متاثر از علوم اجتماعی، علوم سیاسی، حقوق بین الملل، اقتصاد، تجارت و سایر علوم است با جنگ زاده شد و در صلح رشد نمود در برهه ای از زمان قبل از جنگ های بین الملل اول و دوم نظام فئودالی در اروپا در حال رشد بود به یکباره در پشت دیوارهای جنگ متوقف شد برای برون رفت از این وضعیت بدنبال یک راه حل می گشتند و اولین بار موضوع جنگ و صلح و شیوه های برقراری روابط بین ملل بصورت جدی وارد مباحث رسمی دانشگاه شد.

دولت های غربی برای اولین بار به تربیت نیروی ماهر برای اعمال دیپلماسی و برقراری روابط بین المللی اقدام نمودند دیپلمات ها بزودی برج های دیپلماسی را در مرکز حکومت ها بنا گذاشتند کنفرانس ورسای خود نتیجه نزاع دول غربی با حضور آمریکا بود هر کدام به شکلی بدنبال منافع خود بودند اما نکته مهم در آن زمان نادیده انگاشتن نقش خاورمیانه در جنگ بود طرفین در گیر به اهمیت آن واقف بودند و اهمیت خاورمیانه را در روابط بین الملل و برقراری صلح در جهان می دانستند هر کدام از قدرت های بزرگ سعی کردند در این مطقه یک جای پا و یا یک پایگاه نظامی برای خود داشته باشند.

قدرت های موثر در جنگ در یک اقدامی حیرت انگیز به تقسیم کشورها و مصادره حکومت ها پرداختند و سرزمین این کشورها را بشکلی که می خواستند مرز بندی نمودند در خاورمیانه با تقسیم امپراطوری عثمانی، مرزهای جدید را ترسیم نموده و با این عمل لازمه حضور خود در منطقه را نهادینه کردند اختلافات مرزی در میان کشورهای جدیدالتاسیس منطقه خاورمیانه یک ترفند فنی و عمدی است روی هم رفته بصورت سر انگشتی حداقل ۳ الی ۴ مورد مهم بصورت زیر جلدی در ساختار هر یک از کشورهای منطقه وجود دارد این اختلافات زمینه ساز نزاع و اختلافات دیگری شده و می شوند.

قدرت های بزرگ در زمان جنگ و هنگام تلاش برای دستیابی به صلح متوجه اهمیت ویژه خاورمیانه شده بودند می دانستند موضوع اهمیت هارتلند و فورت لند بودن سواحل دریای آدریاتیک منقضی شده بود و خاورمیانه که روزگاری محل تلاقی باورهای دینی و خاستگاه ادیان الهی بود به یک منطقه سوق الجیشی مهم و آبراه تجاری و نبض شریان های نقت جهان شده است و صنعت در حال رشد جهان سرمایه داری به شدت به خاورمیانه و خلیج فارس وابسته شده است از این رو  قدرت های بزرگ برای حضور در منطقه حریص شده و ماندگار شدند.

اگر روزگاری قبل از طلوع اسلام و در تاریخ باستان نامی از سر زمین حجاز و یا شبه جزیره عربستان  ذکر می شد این اسم آن چنان به گوش شنونده نامانوس و نکره بود که کمتر کسی اظهار می نمود آن را قبلا شنیده است زمانیکه ایران و رم تمدن های بزرگ داشتند شبه جزیره عربستان در حاشیه کور و یک سر زمین بایر و لم یزرع بود که هیچکدام از همسایگان آنروز کمتر توجهی به آن نداشتند اما با ظهور اسلام در حجاز بیکباره ورق برگشت و در سایه تمدن نو پای اسلام به مرکز توجه و دیپلماسی تبدیل شد.

اندیشه های سلفی در جهان اسلام همیشه در اقلیت و حاشیه بوده است و کمتر کسی آن را جدی می گرفت اما با پیوند سیاسی میان وهابیت و خاندان آل سعود به سرعت به یک دغدغه در جهان اسلام تبدیل شد در همه ابعاد اسلام را به چالش کشید به زودی با تکیه به در آمدهای حاصل از؛ فروش نفت و حج بیت الله الحرام در جهان اسلام چالش آفرینی نمود در ابتدا این اتفاق یک توافق ساده قبیله ای بود و هدف از آن تشکیل یک حکومت عشیره ای در عربستان بود اما بعد از تثبیت قدرت قبیله ای و پیوندهای عشیره ای به فکر احیا جایگاه از دست رفته سر زمین حجاز افتادند و سعی نمودند تا عظمت و مجد اسلامی دوران ظهور اسلام را احیا کنند و با توجه به امتیازاتی بالفعلی که داشتند دوباره مرکز جهان اسلام و رهبر مسلمین جهان شوند در حقیقت این رویکرد یک نگرش نو به دین بود هر چند که خود را سلفی می خواندند و مدعی بودند سنت سلف و کتاب الله را می خواهند اما در عمل یک جریان خشن اصلاح دینی در اسلام بودند البته با پروتستانتیسم در مسیحیت فرق اساسی داشتند.

اربابان قدرت در عربستان از ناتوانی خود برای ریاست جهان اسلام رنج می برند و از ناکامی سیاستگزاری رهبرانشان در فضای دیپلماسی نگران هستند برای رسیدن به آرزوی دست نیافتنی و محال خود، هزینه های فراوانی می کنند کشورهای مسلمان حتی مجموعه اتفاقا عربی هرگز سیادت و رهبری آنها را باور ندارند ولی آنها با ریخت و پاش ها و اعطا شاباش های کلان و بدون حساب و کتاب مورد توجه هستند عموما هیچکدام از کشورها ادعاهای آنها را بیشتر از یک تراژدی خنده دار قبول نمی کنند اگرچه ذخایر غنی نفت و گاز دارند و از نظر ایدئولوزیکی هم مرکز وحی الهی و سرزمینشان محل ظهور اسلام است و بیت الله الحرام را در مکه و مدینه النبی را در خاک خود دارند با داشتن همه این پتانسیل از جلب توجه مسلمین عاجزند.

حاکمان عربستان سعودی ندانسته با ترویج وهابیت به عنوان یک فرقه فراریخته که از ترکیب باورهای دگم سلفی گرایی و علایق فبیله ای عشیره ای مادر همه گروه های تندرو سلفی و تکفیری خط بطلان به همه آمال خود کشیده و به بن بست رسیده اند آنها می خواهد از لحاظ ایدئولوژیکی جهان اسلام را به حول یک مکتبی که خود مبدع آن هستند گرد بیاورد برای ترویج اش دلارهای نفتی زیادی در سراسر جهان خرج می کنند اما غافل از اینکه این نگرش تا به امروز نتوانسته دغدغه های جهان اسلام را درک کند و هر روز که از حضور آن در میدان عمل می گذرد ناکارآمد بودنش بیشتر از قبل آشکار می شود.

عربستان با این همه ولخرجی و تلاش از اینکه نمی تواند در رقابت با ایران موفق شود دست به هر اقدامی می زند رفتار متولیان سیاسی در عربستان همیشه در رویارویی با ایران با تکبر و خودخواهی همراه بوده است و یک رابطه نکره دوستانه خصمانه را با ایران دنبال می کنند همواره می خواهند تا مانع از توجه کشورهای مسلمان به سوی ایران و برقرار رابطه با ایران شوند ولی از این عمل عاجزند سرمایه های زیادی را در این راه هدر داده اند اما از آنجاییکه ساختار نظام سیاسی در عربستان با نهاد دین هماهنگی لازم را ندارد هر گز اندیشه اسلام اصیل به لایه های معرفتی حکومتشان رسوخ ننموده است قول و فعل حاکمان با باورهای دینی مسلمانان همسو نیست و از این رو فرقه گرایی وهابی و اندیشه های تکفیری و سلفی دگم در عربستان بهتر از هر جای دیگر رشد می کند.

درآمدهای کلان حاصل از فروش نفت و گاز و همچنین درآمدهای ناشی از حج بیت الله الحرام در عربستان و موقعیت استراتژیک  آن موجب یاغیگری دولتمردانش در منطقه شده است علاوه بر موارد مذکور توجه قدرت بزرگ مزید بر این شده که حاکمان عربستان بیش از ظرفیت لازم برای نقش آفرینی در منطقه وارد معادلات منطقه ای شوند که هیچ یک از این ها نتوانسته مقبولیت لازم را برای آنها فراهم نماید در قبال این ناکامی های عربستان، عقلانیت ایران در روابط خارجی اش با کشورهای مسلمان و دستاوردهای حاصله اش بشدت عربستان را عاصی و عصبانی نموده است از این رو برای جبران همه این کاستی ها تلاش می کند تا این نقیصه را جبران نموده و خود را از دست بختک نهضت های رهایبخش در منطقه و بیداری مسلمانان رها سازد.

عربستان برای پوشش ناکامی های خود پیشدستی نموده دست به تربیت گروه های سلفی تکفیری تندرو و آموزش گروه های تروریستی با تخصص عملیات انتحاری زده و تمام قد به حمایت همه جانبه از آنها پرداخته است این گروه ها با توجه به وابستگی های مالی و ایدئولوژیکی شان به عربستان و هم پیمانانش، در کشورهای مقصد یک وسیله کاربردی و ابزار فشار بر حاکمان محلی سایر بلاد مسلمان تبدیل شده اند و بخشی از همگرایی کشورهای مسلمان با عربستان را در ترس از این موضوع می توان توجیه نموده توضیح داد.

اختلاف عربستان تنها محدود به کشور ایران نیست بلکه عربستان از سایر کشور مسلمان نیز به شدت هراسان است کشورهای کوچک و بزرگ برایش فرقی ندارد و حاکمانش تلاش می کنند همه کاستی های خود را با ولخرجی و کمک های مالی و در کنارش تریبت و تجهیز تروریست های اجاره ای جبران کنند اما یک حقیقت تلخ غیر قابل اغماض هست عربستان بعد از اینکه اینان تاریخ مصرفشان تمام بشود چه برنامه ای برای کنترل و مهارشان دارد.

قدرت های بزرگ، جهان اسلام و داشته هایش را قبل از اینکه مسلمانان متوجه شوند شناسایی نموده اند با صلاحدید خود و با آینده نگری هایی که به صرفه و صلاح و در جهت تامین منافع شان باشد کشورهای جهان را بلوک بندی نموده اند خداوندان قدرت و اربابان سیاست در روزگاری که در خاورمیانه حاکم بلامنازع بودند در تفسیم بندی سرزمین جغرافیایی و زیست بوم اقوام، عمدا ملیت های مختلف را بصورتی تقسیم نمودند که با کوچکترین اشاره ای نظم نیم بند را به هم بریزند و این چیدمان را به شکل ماهرانه ای تنظیم نموده اند که حضورشان برای امنیت دائما لازم و ضروری باشد در حقیقت آنها بدنبال یافتن عمله های محلی برای تامین منافع خود بودند.

محصول مناقشات بین المللی در جنگ های جهانی اول و دوم در خاورمیانه انهدام مرکز ثقل قدرت مطرح و بزرگ اسلامی در منطقه با بحث تقسیم امپراطوری عثمانی به همراه شد و با یک توافق در میان خود و با علم بر اینکه در آینده ای نه چندان دور نبض حیات بشر در خاورمیانه خواهد زد با تعمد و آینده نگری از روز اول خاورمیانه بعد از جنگ را به شکلی تقسیم بندی نمودند که از قابلیت سیالی برخوردار باشد تقسیمات با ظرافت خاصی انجام شد و از همان ابتدا دولت های پایه گذاری شده بر اصل قبیله ای به حضور یک حاکم بزرگ و پدر خوانده نیازمند شدند در حقیقت حاکمان محلی همان شیوخ قبایل بومی بودند که حافظ منافع اربابان خود می شدند هر کسی با اقوام و خویشان خود در یک گوشه از سر زمین های بایر و یا دایر بر حسب شانس و اقبال که برایش به ارث رسیده بود تشکیلات حکومت خانوادگی با ساختارهای سیاسی بر پایه آداب و سنن قومی و قبیله ای ملهم از فرهنگ عشایری اقدام نمودند.

مجددا با توجه به موضوعات مطروحه از همان روزهای آغازین عوامل و نیروهای قدرت های بزرگ و کشورهای استعماری که در حال گذر از وضعیت استعماری قدیم به شیوه جدید بودند در اشکال مختلف گروه های مسیونری و تبشیری و پزشکی و دارویی و … به خاورمیانه باز گشتند نیروهای استعماری در کشورهای تازه متولد شده که با قابلگی خود آنها به دنیا آمده بودند اقدام به مهار و کنترل آنها نمودند و در یک مدت کوتاه سلاطین و پادشاهان محلی به کبوترهای دست آموز آنها تبدیل شدند و برای ادامه حیات خود در خواست مساعدت و حضور از دول غربی نمودند در حقیقت کشورهای بزرگ برای غارت ثروت عظیم و تسلط بر بازار مصرف خاورمیانه به هر ترفندی متوسل شدند با توجه به محدودیت های سرزمینی که بخش اعظم آن بیابان و بلا استفاده است الا اینکه در همین اواخر با اتکا به در آمدهای نفتی و گازی اقداماتی در جهت احیا اراضی صورت پذیرفته است خاورمیانه یک بازار پر مصرف بزرگ برای کالاهای تولیدی جهان سرمایه داری است.

خاورمیانه همیشه آبستن حوادث بزرگ است و مضوعات اصلی در منطقه بدون تاریخ انقضا است و بخش مهم آنها عبارتند از:–کنار آمدن با موضوع فلسطین اشغالی – تنازع برای بقا در میان کشورها منطقه از حیث سیاسی، اقتصادی – موضوع حقوق شهروندی برای شهروندان و نقض حقوق بشر – کنار آمدن با وضع موجود: جنگ، ترور، مهاجرت – موضوع بیداری ملت های منطقه و نهضت های آزادیبخش – دغدغه اصلاح شیوه حکومتی حکام محلی و دموکراسی های کنترل شده – موضوع پایان دادن به خوی استبدادی دولتمردان – رقابت اعراب برای سیادت به جامعه عربی -موضوع ایران هراسی القا شده از سوی دول غربی و آمریکا -گروه های تند رو سلفی تکفیری -گروه های مبارز و آزادیبخش -خلع سلاح منطقه ای -داستان حقوق بشر غربی – کنار آمدن با رویا دموکراسی -اختلافات مرزی بین کشورهای منطقه -تولید و فروش نفت و گاز – حضور گروه های تروریستی و بحث مبارزه با تروریسم – حضور قدرت های مداخله گر در امورات کشورهای منطقه خصوصا در افغانستان، سوریه، عراق -مقابله با اسلام هراسی غربی ها  -رویکرد کشورهای منطقه به رژیم اشغالگر- وحدت جهان اسلام – … .

اگر بخواهیم از کنوانسیون های مهم منطقه ای و بین المللی مربوط به منطقه خاورمیانه یادی کنیم به تحقیق اتحادیه عربی حوزه خلیج فارس یکی از موثرترین نهاد تصمیم گیری و یک گعده بزرگ و مهم فامیلی است نقش مهمی در سیاستگزاری های منطقه ای  دارد محل تعامل و مرکز تضارب آرا شیوخ است اگر چه آنها با هم تفاهم ندارند اما برای امرا عرب بحث ایران هراسی همیشه یک سنت و رویه تاریخی است و دمیدن قدرت های بزرگ بر شیپور تهدید از سوی ایران یک استراتژی دایمی و ثابت است قدرت های بزرگ بدنبال انحراف افکار عمومی در کشورهای مسلمان از حضور کشور غاصب فلسطین اشغالی در منطقه به یک موضوع دیگر مانند ایران هراسی است.

نکته جالب در منطقه این است که تلاش برای حل مسائل خود بالقوه موضوعات دیگری را رقم می زند با توجه به “هویت چهل تیکه” منطقه موضوع ریئس و بزرگ قوم بودن برای هریک از حکام جذابیت خاص خودش را دارد و هر کدام از آنها به موضوعات منطقه ای با یک رویکرد خاصی نگاه می کنند عدم تفاهم و چند دستگی در بین مسلمانان و اعراب برای قدرت های بزرگ و اسرائیل منافعی بسیار دارد بحران در روابط کشورهای مسلمان تضمین منافع آنها است.

* سیروس سعادتی

منبع:اروم نیوز


نوشته شده توسط:خانم اباذری - 147 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۵
برچسب ها: